زينب جونزينب جون، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

دختر نازم

همسرم

دوباره دلم هوای تو کرده ، هوای نفسهایت را ، هوای بوئیدنت را ،هوای با تو بودن را ، وقتی از تو دورم ...   ... دورم از همه چیز ،حتی از خودم .   کاش می شد در این هوای پائیزی با دستان گرم و پر مهرت ، روی برگهای خیس و بارون خورده قدم زد و قدم زد ...   بی خیال دیر رسیدن ، بی خیال بهانه های دخترکم ، بی خیال همه چیز و همه کس قدم زد و  از گرمای دستانت گرم   شود تمام وجودم .
20 مهر 1393

عشق پائیزی

فصل پائيز فصل خاطره هاست . فصل رنگارنگ برگها و يک رنگی آدمهاست .   وقتی پائيز می شود عاشق تر می شوم . وقتی عاشق تر می شوم حساس تر می شوم .   دلم هر لحظه جا مانده توی پيچ اولين خيابان ، در خانه ی پدری . دوستت دارم خيابان کودکی هايم ،   دوستت دارم خانه ی پدری ام . دوستتان دارم مادرم و پدرم .   می دانم که فرشته ی کوچکم وقتی پيش شماست تنها نيست ، خوشحال است .   ولی دلم بی تاب خنده های فرشته کوچکم است . دلم بی قرار دستهای گرم و کوچک نازدانه ای است   که وقتی در دستان من است دلگرم می شوم . لحظه شمار غروب پائيزی ام تا بگيرم دستان گرم و ...
15 مهر 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر نازم می باشد